Writnig

در نزن رفته ام از خویش کسی منزل نیست

Writnig

در نزن رفته ام از خویش کسی منزل نیست

طبقه بندی موضوعی
Life is'nt hard, life is'nt bitter
Life has ups and downs like musical notes
Sometimes calm and pleasant
Sometimes hard and rough
Sometimes happy and dancing
Sometimes full of sadness
Life must be felt
Mehdi Jalilpour , iranin author

Everything in life is temporary. Whenever it rains, it will finally stop. Every time you get hit, you finally get better. It's always light after dark. Every morning the rising sun wants to say the same thing, but you forget and instead think that the night always stays. But it'snt. Nothing is permanent. So if life conditions are good, enjoy it because it's not permanent. If the situation is bad, do not worry because this situation does'nt always remain. Just because your life is hard at the moment does'nt mean you can't laugh. Just because something is bothering you does'nt mean you can't smile. Every moment is a new beginning and a new end for you. You're given a new opportunity every moment. You just have to make the most of this opportunity!

Mehdi Jalilpour , iranian author

همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است. هروقت باران بیاید ، بالاخره بند خواهد آمد . هروقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی ست. هر روز صبح طلوع خورشید می‌خواهد همین را بگوید اما شما یادتان می‌رود و درعوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی میماند. اما اینطور نیست. هیچ‌چیز همیشگی نیست. پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند. فقط به این دلیل که دراین لحظه زندگی‌تان سخت شده به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید. هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود. فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.

mehdi jalilpour

دانلود و متن نوحه کربلا گلزار عشقیمدور منیم

کربلا گلزار عشقیمدور منیم
کربلا بازارعشقیمدور منیم
اکبر مه پیکریمنن کئچمیشم
شیرخواره اصغریمنن کئچمیشم

خنجر آلتیندا مناجات ایلرم
عشقیمی دنیایه اثبات ایلرم
خیمه گاهیم مطلع الانواریدور
قتلگاهیم مخزن الاسراریدور

یاتمیوب یاتماز عدالت پرچمی
زینبیم اسلامه پرچمداریدور
سینمه اوخ ویرسالار دورت مین عدد
سسلرم مقتلده یا حیدر مدد

خنجر آلتیندا مناجات ایلرم
عشقیمی دنیایه اثبات ایلرم
کربلا گلزار عشقیمدور منیم
کربلا بازارعشقیمدور منیم

دین حقی ایلین احیا منم
خلق الانلار قطره دور دریا منم
ظلمی تهدید ایلیوب باش ایگمرم
قهرمان حرت زهرا منم

خنجر آلتیندا مناجات ایلرم
عشقیمی دنیایه اثبات ایلرم
کربلا گلزار عشقیمدور منیم
کربلا بازارعشقیمدور منیم

یاندی بیر گلشن گل یاسیم منیم
گلشنیم تک یاندی احساسیم منیم
غیرت سرشارینه قربان اولوم
قولارونان کئچدی عباسیم منیم

خنجر آلتیندا مناجات ایلرم
عشقیمی دنیایه اثبات ایلرم
کربلا گلزار عشقیمدور منیم
کربلا بازارعشقیمدور منیم

گوز یاشیمنان اولدی دریا صورتی
خیمه لرده قالدی باشسیز عترتی
وار یری دنیا منه قان آغلیا
زینبیم بی کسدی دوزمز غیرتی

دانلود


یک بار دیگر هم مثل همیشه
به خاطر آوردم
تمام چیزهایی را که سرد و بی تفاوت از آنها گذشته بودم
دیوارهای رنگی پشت در را .
اما این بار نمی توانم فقط نظاره گر باشم
و چشم هایم را به روی همه چیز ببندم
این بار خواهم رفت
به آن سوی درها و دره ها
و به آن سوی دیوارهای رنگی زندگی ،
با انبوهی از رنگ هایی که با آنها ،
خودم را رنگ خواهم زد .
دیگر کسی مرا نخواهد شناخت
و با خیالی آسوده شروع خواهم کرد به رنگ کردن
و همه جا را رنگ خواهم کرد
حتی رنگ های پوسیده دیوارهای خیالی ام را
تا همان رنگ ها هم کهنه شدن خود را باور کنند
همچنان رنگ خواهم کرد
و سپس بازهم مثل قبل نظاره گر خواهم بود
مثل همیشه ؛ فقط نظاره گر
سپس رنگ ها مرا خواهند شناخت
و من نیز آنها را .
در میان آن همه نظاره
گاه گاهی
کلبه قلبم را خانه تکانی خواهم کرد
اگر ته مانده ای در کلبه باشد ، سهم شغال ها خواهد شد...
Mehdi Jalilpour

دستانت را بگشا

فریاد بزن

بگذار یک بارهم همه چیز خراب شود

فریاد ها همان زنبورهایی اند که گل های قلب را گرده افشانی می کنند

دستانت را باز کن و از عسل آنها بخور

عمر گل ها زیاد نیست

چشمانت را ببند و بعد دستانت را

گل ها خواهند مرد و تکه ای موم عسل خواهد ماند

چون که گل ها نباشند زنبور ها هم بمیرند

پس یکبار دیگر چشم هایت را بازکن

دستانت را بگشای ، فریاد بزن

زنبور ها تکان میخورند و آدم های مزاحم را نیش می زنند

پس فریاد بزن

فریاد ...

Mehdi Jalilpour

کوه باشی سیل یا باران چه فرقی می کند

سرو باشی ، باد یا توفان چه فرقی می کند

مرز ها سهم زمین اند و تو اهل آسمان

آسمان شام یا ایران چه فرقی می کند

قفل باید بشکند ، باید قفس را بشکنیم

حصر «الزهرا» و «آبادان» چه فرقی می کند

مرز ما عشق است ، هرجا اوست آنجا خاک ماست

سامراء ، غزه ، حلب ، تهران چه فرقی می کند

هرکه را صبح شهادت نیست شام مرگ هست

بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقی می کند

شعله در شعله تن ققنوس می سوزد ولی

لحظه آغاز با پایان چه فرقی می کند


باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

«محتشم کاشانی»

چندی پیش همینطور که داشتم کتاب های تاریخی را ورق می زدم و دنبال وقایع مربوط به دوران قاجاریه می گشتم ، درست مانند کریستف کلمب که بدون هیچ قصد قبلی ناغافل قاره آمریکا را کشف کرد ، من هم ناغافل جانور عجیب و غریبی را کشف کردم . اولین مرتبه ای که با این جانور روبرو شدم از ترس جلوی چشمانم سیاهی رفت و زبانم به لکنت افتاد و فشار خونم بالا و پایین شد.